رضا تبتي
گشته ي غيرت عشقم كه به خون دگري
چهره ي خنجر قاتل نتوان رنگين ديد
ميرزا محمد فارس فارسي
كي ز هر برگ گلي بوي وفا مي آيد؟
بوي يوسف نتوان يافت ز هر پيرهني
آشفته ايرواني
كس نكشتست نهالي كه بر آرد ثمري
گلشن عشق عجب آب و هوائي دارد
مخلص كاشاني
كرد بي جا دلم از طره جانانه جدا
دست مشاطه الهي شود از شانه جدا
صائب تبريزي
كبك از حيرت رفتار قيامت زايش
بسكه استاده به ره ريخته خون در پايش
ملاهادي سبزواري
كتاب و خرقه و سجاده رهن باده نمودم
بتار و چنگ زدم چنگ و تار سبحه گستم
رحمان نوازني
كينه هاي عرب از بدر و حنين و اُحدت
سارباني شد و انگشتر خاتم را برد
بايندرخان اردبيلي
كاش زلف تو دگر بو به صبا نفروشد
تا صبا منت كونين به ما نفروشد

گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان
شعر و ادب و عرفان و آدرس http://www.sheroadab-zt.loxblog.com لینک نمایید
سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 93
بازدید هفته : 243
بازدید ماه : 229
بازدید کل : 99559
تعداد مطالب : 1102
تعداد نظرات : 48
تعداد آنلاین : 1